تاریخ حوزههای کهن علمیه همواره با نام بزرگمردانی گره خورده است که فراتر از قیلوقال الفاظ، مظهر تقوای ملموس، عقلانیت راستین و پناهگاه فکری و معنوی جامعه بودهاند؛ فقیهانی سترگ که سنگینی بار امانت دین را با حلم، مدارا و بیاعتنایی تام به جلوههای فریبنده دنیا به دوش کشیدند. ارتحال فقیه نامدار و رجالی کمنظیر عصر، مرجع بیدار و ژرفاندیش، مرحوم آیتاللهالعظمی حاجآقا موسی شبیری زنجانی، فقدانی جبرانناپذیر برای جهان تشیع و حوزههای فکری اسلام است؛ شخصیتی که فضل و فقاهت را در اوج تواضع، آزاداندیشی و وقار معنا بخشید. در این میان، بازخوانی ابعاد ناگفته و کمتر شنیدهشده از سیره علمی، اجتماعی و منظومه رفتاری این مرجع فقید، ادای دینی واجب به مقام شامخ عالمان راستین است. برای شناخت دقیقتر این اسوه وارستگی، با حجتالاسلام والمسلمین سید ابوالحسن نواب، مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب که از شاگردان برجسته و همراهان همیشگی ایشان بوده و سالها رابطهای فراتر از شاگردی و مبتنی بر پیوندی پدر و فرزندی با بیت معظمله داشته است، به گفتوگو نشستهایم که در ادامه میخوانید.
سایه پرمهر پدری و حریمی پیراسته از ادعا و دنیاطلبی
حجتالاسلاموالمسلمین نواب در ابتدا با اشاره به ریشههای دیرین آشنایی خود با این فقیه وارسته میگوید: ورود ما به مدرسه حقانی در سال ۱۳۵۱ توفیق همسایگی با آیتالله شبیری زنجانی را به همراه داشت؛ خانهشان چسبیده به مدرسه بود و فرزند ارشدشان، آقا سید محمد، همکلاس ما بودند. این همجواری به برپایی نماز جماعت ایشان در مدرسه و دستبوسی مستمرشان انجامید و از پیش از انقلاب به حضور پررنگ در درس خارج و جلسات مباحثاتی ایشان متصل شد. پس از مهاجرتم به تهران نیز با بزرگواری، درسی در پایان هفته برای ما ترتیب دادند که تا سالها ادامه داشت. در ایام ریاست دانشکده سپاه نیز افتخار رانندگی ایشان در سفرهای متعدد به تهران، اصفهان و مازندران با من بود. با انتقال منزل ایشان در قم دوباره همسایه شدیم. این مراوده چنان عمیق بود که پس از رحلتشان، من، همسر و فرزندانم داغدار فقدان پدری حقیقی شدیم؛ چراکه ایشان پس از وفات پدرم، سالها جای خالی سایه والدانه را در زندگیام پر کرده بودند.
وی در تشریح زهد کمنظیر و وارستگی اخلاقی معظمله یادآور میشود: بنده بیش از آنکه شاگرد فقه ایشان باشم، مسحور حلم، سعهصدر و منش ایشان بودم. جایگاه حاجآقا موسی دقیقاً همانند آیتالله بهجت بود؛ استادی تمامعیار در اخلاق و معنویت که حتی از پذیرش عنوان استاد اخلاق نیز میگریخت و ابا داشت، درحالیکه بزرگانی چون آیات مشکینی و احمدی میانجی در محضرش فروتن بودند. ایشان و بیت شریفشان سرسختانه از دستیابی به مناصب دنیوی و ظواهر قدرت دوری میگزیدند؛ چنانکه فرزند ارشدشان دعوت رسمی عضویت در جامعه مدرسین را رد کرد و خود آقا حتی در برابر واسطههای وجوهات مالی واکنش تند نشان میدادند و میفرمودند حاضر نیستند آخرت خود را برای دنیای دیگران خراب کنند. در مشهد نیز باوجود فراهم بودن امکانات، تا پایان در خانهای بسیار محقر سکونت گزیدند و همسر فداکار و فاضله ایشان نیز که حافظه درخشانی در اشعار ولایی داشتند، در کمال ایثار دوشادوش معظمله نماد زیست مؤمنانه بودند.
نبوغ فقهی در جوانی و نوآوریهای راهگشای علمی
مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب در تبیین جایگاه علمی و بالندگی ایشان در میان بزرگان حوزه میگوید: آیتالله شبیری زنجانی از جوانی و سنین حدود ۳۵ سالگی از سرآمدان رجال علمی شناخته میشدند؛ بهطوری که والد گرانقدرشان، مرحوم آیتالله سید احمد زنجانی، در تألیفات خود از ایشان به عنوان یکی از مفاخر علم یاد کردهاند. ایشان در درس مرحوم آیتاللهالعظمی داماد همدوره و هممباحثه نامدارانی چون امام موسی صدر و شهید بهشتی بودند و نبوغ علمیشان چنان درخششی داشت که شهید آیتالله سید محمدباقر صدر با درک عمیق از این جایگاه، مکاتباتی پر از تمجید و تکریم با ایشان داشتند. شبکه ارتباطی ایشان با علمای مازندران، اصفهان و سایر بلاد موجب شد بسیاری از اساتید امروز حوزه همچون آیات مؤمن، طاهری خرمآبادی، استادی و خرازی به دقتنظرها و موشکافیهای ایشان در فقه و رجال معترف باشند؛ شخصیتی که احاطهاش بر جریانشناسی فقهای یک قرن اخیر بیهمتا و کمنظیر بود.
استاد نواب در تشریح رویکرد اجتهادی، آرا و نوآوریهای فقهی این مرجع تقلید خاطرنشان میکند: اثر سترگ و ۱۷ جلدی «کتاب النکاح» شاهدی بر ژرفاندیشی و پرهیز ایشان از هرگونه سطحینگری است. ایشان در عین التزام به احتیاط شرعی، نگاهی کاملاً گرهگشا و واقعبینانه به مسائل مستحدثه داشتند. ازجمله فتاوای دقیق ایشان این بود که تورم را ذاتاً موضوع خمس نمیدانستند و افزایش اسمی ارزش مال بر اثر کاهش ارزش پول را مشمول خمس به شمار نمیآوردند. همچنین در پرداخت مهریههای قدیمی، قدرت خرید زمان عقد و ارزش واقعی را ملاک قرار میدادند، نه رقم اسمی صرف را. عدم وجوب قرائت سوره در نماز و جواز طلاق ولایتی در موارد عسر و حرج شدید و طاقتفرسای زنان به پیروی از سیره والدشان، از دیگر ابعاد نگاه اجتهادی ایشان بود. علاوه بر این، همواره شاگردان را از کارهای تکراری بازمیداشتند و بر غنابخشی به میراث قدما پای میفشردند.
آزاداندیشی در گفتوگو و بالندگی پیوند حوزه با دانشگاه
حجتالاسلام والمسلمین نواب با اشاره به تسلط گسترده و چندبعدی ایشان بر علوم و معارف اسلامی تشریح میکند: احاطه معظمله منحصر به فقه نبود؛ ایشان هزاران بیت شعر را در حافظه داشتند، در علم انساب، ریاضیات، نجوم، تاریخ و خطاطی متبحر بودند و حتی بر اسناد روایی اهلسنت و سلسلهاجازات تا پیامبر اکرم(ص) تسلطی شگرف داشتند. افزون بر تسلط کامل بر زبان ترکی و مراوده صمیمی با علمای آذربایجان و چهرههایی چون آقای مجتهدی، ذهنی بسیار باز در پذیرش گفتوگو داشتند. در جلسهای تاریخی که مرحوم آیتالله موسوی اردبیلی، شیخ وهبه الزحیلی از علمای شاخص اهلسنت را به شام دعوت کرده بودند، در برابر تندروی برخی حاضران ایستادند و بر ضرورت صیانت از ادب مناظره تأکید ورزیدند. حتی وقتی سخنرانی من در میان اهلسنت زاهدان مطرح شد، متن را با سعهصدر بازخوانی کردند و با درک عمیق از لزوم رعایت لسان مخاطب، رویکرد تقریبی و وحدتآفرین را مهر تأیید زدند.
وی در تشریح رویکرد همگرایانه ایشان با علوم روز و ساختار خانواده معظمله یادآور میشود: نگاه آیتالله شبیری به دانشگاه بسیار باز و عاری از هرگونه تعصب بود؛ چنانکه جمع کثیری از نخبگان دانشگاهی از ارادتمندان مخلص ایشان به شمار میرفتند. این اعتدال در تربیت فرزندانشان تبلور عینی داشت؛ ایشان پنج فرزند فاضل روحانی تربیت کردند که هر پنج نفر در اوج فقاهت و در مرتبه اجتهاد هستند و مرکز فقهی آقا سید محمد از مبرزترین کانونهای اجتهادی کشور است که ثمرات آن در مجلس خبرگان حضور دارند. در کنار فرزندان حوزوی، سه فرزند دیگر ایشان مدارج عالی مهندسی، نفت و پزشکی متخصص زنان را در بالاترین سطوح پیمودهاند. فرزندان معظمله نهتنها متدین و موفق، بلکه دلداده مسلک پدر هستند و نشان دادند بیت مرجعیت میتواند پیوندی وثیق و همافزا میان اصالت حوزوی و تخصصهای دانشگاهی پدید آورد.
جامعهشناسی دقیق فقیه و پرهیز از رفتارهای فرساینده
مؤسس دانشگاه ادیان و مذاهب در ادامه با تأکید بر شناخت عمیق این عالم وارسته از تحولات اجتماعی و روحیات مردم میگوید: ایشان تأکید داشتند حوزه باید کارخانه انسانسازی باشد و جوهره روحانیت در باطن و معنویت نهفته است، نه عنوان و لباس. یکی از توصیههای کلیدی ایشان، مراعات ظرفیت مردم بود؛ مکرر هشدار میدادند برنامهها و عزاداریها را نباید آنقدر طولانی و پرشمار کرد که موجب ملال و زدگی جامعه شود. میفرمودند مجالس روضه بزرگان در گذشته بسیار کوتاه، مختصر و اثرگذار در حد ۲۰ دقیقه بود. ارتباط عاطفی و صمیمانه ایشان چنان کششی داشت که حتی جوانان پاسدار وظیفه در سفرهای قم به تهران برای همراهی با این پیر فرزانه مسابقه میگذاشتند؛ چراکه با جوانان ارتباطی برآمده از محبت، درک متقابل و بدون تکلف برقرار میکردند و نبض عواطف عمومی جامعه را به نیکی میشناختند.
وی در تشریح مدارای دینی و سلوک اجتماعی معظمله در مواجهه با چالشهای رفتاری جامعه اضافه میکند: آیتالله شبیری زنجانی در مواجهه با مسائلی نظیر حجاب، نگاهی فوقالعاده عمیق و منسجم داشتند و تأکید میکردند ضعف در پوشش ظاهری برخی بستگان، نباید مجوزی برای ترک پیوندهای خانوادگی و صله رحم تلقی شود. میفرمودند صله رحم تکلیفی واجب و حیاتی در شریعت است و هرگز نباید یک واجب الهی را به بهانههای دیگر قربانی کرد و رشته مودت را گسست. ایشان در تمام ادوار پس از انقلاب، به مسئولان نظام و حقوق شهروندان عمیقاً احترام میگذاشتند و هرگز واژهای گزنده، طعنهآمیز یا تفرقهافکن درباره مدیران یا طبقات گوناگون مردم بر زبان نیاوردند. همواره زبان نصیحت مشفقانه و دفاع از حقوق مردم داشتند و میکوشیدند هیچ سخنی سبب رنجش خاطر جامعه یا دلسردی از آموزههای دینی نشود.
عقلانیت در نگاه به حاکمیت و شکوه نماز وحدتآفرین فیضیه
حجتالاسلام والمسلمین نواب در بازخوانی نگاه این فقیه برجسته به مسئله نظم سیاسی و جایگاه رهبر شهید(ره) تصریح میکند: حضرت آیتالله شبیری زنجانی احترامی فوقالعاده و جایگاهی ویژه برای رهبر شهید انقلاب قائل بودند. ایشان با بیانی عقلانی و استدلالی محکم میفرمودند: حتی اگر فرض شود کسی مبنای نظری ولایت فقیه را نپذیرفته باشد، از منظر حکم عقل هیچ جامعهای بدون حاکم سامان نمییابد و در این میان، حضرت آیتالله العظمی خامنهای شایستهترین، لایقترین و بهترین حاکمی است که برای اداره جامعه میشناسم. افزون بر این، پیوندی عمیق، رفاقتی دیرین و صمیمیتی استوار میان ایشان و رهبر شهید برقرار بود. آیتالله شبیری در عین اجتناب از دخالت در شئون دیگران، در مواردی که ادای وظیفه شرعی و اجتماعی را ضروری میدیدند، با دلسوزی و نگاهی جامعنگر و رفتاری پدرانه ورود میکردند تا گرهی از امور مسلمین بگشایند.
وی در پایان سخنان خود با ترسیم جایگاه مصلحانه و شأن فراجناحی معظمله در واپسین سالهای عمر یادآور میشود: حضور حاجآقا موسی در محراب نماز مسجد فیضیه قم، تابلویی بیبدیل از وحدت و همگرایی حوزویان را رقم میزد؛ فضایی سرشار از طمأنینه که در آن تمام جریانهای فکری از چپ و راست، اعتدالی و تندرو، بدون کمترین تردید و سوءظن پشت سر ایشان صف میبستند. ایشان مصداق عینی باران رحمت و تجسم حقیقی «هُوَ البَحرُ مِن أیِّ النَّواحی أَتَیتَهُ» بودند؛ دریایی بیکران که ورود از هر کرانه به محضرش حاصلی جز سیرابی علمی و معنوی نداشت. طلاب جوان باید از این سیره درس بگیرند و بدانند تأثیرگذاری پایدار در حوزه با غرقشدن در غوغاهای مجازی حاصل نمیشود، بلکه نیازمند زانو زدن در مکتب تربیتی و اقتدا به سبک زیست اخلاقی این قلههای سترگ فقاهت است.





نظر شما